جراحي كبير برونوي لومباردي را هلال بن سمويل از لاتيني به عبري ترجمه كرد.
در ادامه‌ٴ تشبيهمان باز مي‌توان جويبارهاي پايين‌تري را دنبال كرد كه معرف زبان‌هاي محلي‌ مختلف اروپاست‌. اينك‌، اين انتقال دست دوم در حال رشد بود: كتاب‌هاي دام‌پزشكي به‌ زبان‌هاي ايتاليايي و اسپانيايي پديد آمد، آلدوبراندينوي سي‌ينايي معارف عربي را به زبان‌ فرانسه برگرداند، دايرةالمعارف توماس كانتمپري را ياكوب فان مايرلانت به زبان فلاندري‌ ترجمه كرد، و دايرةالمعارف بارتولوميوي انگليسي را فاضل ناشناسي به زبان آلماني برگرداند؛ پتر داسيايي وديگران آثاري را ترجمه كردند. بي‌شك اين رساله‌هاي ايتاليايي‌، اسپانيايي‌، فرانسوي‌، هلندي‌، و دانماركي از نوع عامه‌فهم و تا حدي عقب‌تر از زمانه بودند، ولي اين امر ناگزير بود، به هر حال وجود آنها نشانه‌ٴ پيش‌رفت بزرگي در انتشار معارف بود. جهل و ظلمت‌ عمومي تدريجاً ــ با كندي زياد ولي مستمراً ــ تخفيف مي‌يافت‌.
تا اين جا فقط از ترجمه‌ها سخن گفته‌ام‌. فعاليت مشابهي در زمينه‌ٴ شرح آثار بقراط، جالينوس‌، ابن سينا و ساير موٴلفان مسلمان‌، ابن ميمون و غيره صورت گرفت‌. برخي از شرح‌ها اصيل‌تر از ترجمه‌ها نبود، و برعكس برخي ديگر را مي‌توان اصيل‌تر از رساله‌هاي تأليف‌شده دانست‌.
اهميت زيادي كه به جنبه‌ٴ ادبي طب داده مي‌شد طبعاً به تأليف انبوه آثاري منجر شد كه در آنها همه‌ٴ مسائل طبي مورد بررسي قرار گرفته‌، و مراجع استناد هرچه بيشتري ذكر شده بود. بسياري از آثاري كه تا چندين سده‌، ملاك و معيار شناخته شد، مربوط به همين عصر است‌. صرف‌نظر از دايرةالمعارف‌ها و كتاب‌هاي طبي اختصاصي‌تر، در اين جا برخي از آنها را نام‌ مي‌بريم‌. التذكرةالهادية ابن طرخان‌؛ دستور تندرستي آلدوبراندينوي سي‌ينايي (1256)؛ موجزالقانون ابن نفيس‌؛ صوره هه ـ قف تأليف ناتان بن يوئيل فلقره‌؛ گنجينه‌ٴ مستمندان پدروي‌ اسپانيايي ؛ يادآوري ژان سنت آماندي‌؛ رساله‌ٴ جامع گيللمو كوروي‌؛ آداب تندرستي تحرير آرنولد ويلانووايي (1307)؛ و يك رشته كتاب‌هاي راهنماي مربوط به ادويه‌ٴ مفرده را هم مي‌توان‌ بدين‌ها افزود: منهاج كوهين عطار (1259)؛ قراباداين نيكولاس مورِپسوس (حدود 1280)، ادويه‌ٴ مفرده تأليف كورمونه توموتوشي (1282)؛ مترادفات پزشكي سيمون جنوايي (حدود 1290)؛ شرح قراباداين نيكولا از ژان سنت آماندي‌.
يكي ديگر از ويژگي‌هاي اين عصر، كاربرد اصولي‌تر روش‌هاي مدرسي در آموزش پزشكي‌ بود كه تحت تأثير مدرسه‌ٴ حقوق بولونيا به وجود آمد. رهبران اصلي اين طب جديد مدرسي‌ تاديو آلدروتي و گيللمو كوروي بودند، كه اندكي پس از پايان سده‌، پيتروي آبانويي دنبال كارشان‌ را گرفت‌. تحت تأثير ارغنون ارسطو شكل ديگري از همان گرايش جدلي نمايان شد و در آثار رامون لول تقريباً به حد پوچي رسيد.
اكنون‌، بهتر است به شعبه‌هاي اختصاصي طب بپردازيم‌. رشته‌اي كه در اين عصر، بيش از